مبقیه
مترادفها
باقیمانده، باقیمانده
متضادها
مفقود، از بین رفته، ناپدید شده
لغت نامه دهخدا
( مبقیة ) مبقیة. [ م ُ ی َ ] ( ع ص ) تأنیث مبقی... مؤنث از ابقاء. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- علت مبقیة. رجوع به همین مدخل شود.
باقیمانده، باقیمانده
مفقود، از بین رفته، ناپدید شده
( مبقیة ) مبقیة. [ م ُ ی َ ] ( ع ص ) تأنیث مبقی... مؤنث از ابقاء. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- علت مبقیة. رجوع به همین مدخل شود.