معلوله

لغت نامه دهخدا

( معلولة ) معلولة. [ م َ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث معلول.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به معلول شود.

جمله سازی با معلوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنها فكر مى كردند سراپاى اين عالم، يعنى عالمى كه از يك سلسله علتها و معلولهاتشكيل شده بر روى هم آن، نيز علتى ميخواهد كه خودشداخل در سلسله علتهاى درونى اين عالم نباشد، و چطور ممكن است هر حادثه اى علت بخواهدولى سراپاى عالم علت نخواهد و از علتى كه مافوقعلل باشد و عالم در تمامى تاثير و تاءثراتش متكى بدان باشد، بى نياز باشد؟ پساثبات چنين علتى معنايش ‍ ابطال قانون عليت عمومى و جارى در ميان خود اجزاء عالم نيست ونيز وجود علل مادى در موارد معلوله اى مادى مستلزم آن نيست كه آن علتها و معلولهاى مادى ازعلتى خارج از سلسله اش بى نياز باشد و اينكه ميگوئيم: علتى خارج از سلسله،منظور از اين نيست كه علتى در راءس اين سلسله قرار داشته باشد، بطوريكه خودسلسله از آن علت غايب باشد، بلكه منظور علتى است كه از جنس سلسلهعلل نباشد و از هر جهت به سلسله علل احاطه داشته باشد.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز