لغت نامه دهخدا
متألهین. [ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) به معنی پرستش کنندگان و عبادت کنندگان حق تعالی و حکمای صاحب اسلام. ( آنندراج ) ( غیاث ). ج ِ متأله در حالت نصبی و جری. و رجوع به متأله و تأله شود.
متألهین. [ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) به معنی پرستش کنندگان و عبادت کنندگان حق تعالی و حکمای صاحب اسلام. ( آنندراج ) ( غیاث ). ج ِ متأله در حالت نصبی و جری. و رجوع به متأله و تأله شود.
( اسم ) جمع متاله در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )
💡 برخی از متالهین تفسیر امر را آن میدانند که پیش از خوردن از آن درخت، آدم و حوا از تواناییشان در سرپیچی از دستور خداوند آگاه نبودند و پس از آن بود که به مختار بودن و آزادی اراده خود مطلع شدند، لذا میوه آن درخت را دانستن آزادی انتخاب بشر میدانند.
💡 حاج سیدعلی نجفآبادی از اجلهٔ حکمای مشایی بود. علّو مقام علمی و جلالت قدر او به حدی بود که شیخ محمّدباقر زندکرمانی دربارهٔ او چنین گفته: «بدون هیچ مبالغهای بالاستحقاق باید او را علّامه خواند. در کلام و حکمت مشایی کمال مهارت داشت. بهطوریکه بر اهل خبره مکشوف است چون حکیم متأله بود. متکلم زبردست متینالکلامی بهشمار میرفت و از این رو باید گفت در ردیف بزرگان متالهین و متکلمین از قبیل مفیدها – علامهها – فیضها محسوب بود. در فقه و اصول به غایة القصوای کمال بود».