ماکث
مترادفها
توقف، تأخیر
متضادها
تداوم، شتاب
لغت نامه دهخدا
ماکث.[ ک ِ ] ( ع ص ) درنگ و انتظارکننده. ( آنندراج ). مکث نماینده و درنگ کننده و انتظارکشنده. ج، ماکثون. ( ناظم الاطباء ). درنگ و اقامت کننده. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با ماکث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرما و عرق ساخته چون ماکث حمام از چین بدن پیر همه شخص جوان را