متنظر

لغت نامه دهخدا

متنظر. [ م ُ ت َ ن َظْ ظِ ] ( ع ص ) درنگ کننده و مهلت دهنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). درنگ کننده. ( ناظم الاطباء ). || نگرنده در چیزی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || چشم دارنده به چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به تنظر شود.

جمله سازی با متنظر

💡 آن مرد كه (753) آمد در مدرسه فيضيه حالا اسمش را نمى برم، آن وقت كه دستور دادمگوش هايش را ببرند، آن وقت اسمش را مى برم آمد در مدرسه فيضيه فرمان داد، سوتكشيد، تمام مستفر شدند در گوشه اى، گفت متنظر چى هستيد، بريزيد تمام حجرات راغارت كنيد، تمام را ازبين ببريد، گفت حمله كن، حمله كردند از ايشان مى پرسى، آقا چرااين كار را كرديد؟ مى گويد اعليحضرت فرموده اينها دشمن اعليحضرت هستند؟(754)

آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز