لنگر کردن

لغت نامه دهخدا

لنگر کردن. [ ل َ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از جا گرفتن و تمکن ورزیدن. ( آنندراج ):
لنگر نکرده ایم چو گوهر در این محیط
از بوستان دهر چو شبنم گذشته ایم.صائب.گندمت چون آرد شد در آسیا لنگر مکن.صائب.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جای گرفتن اقامت کردن: لنگر نکرده ایم چو گوهر درین محیط از بوستان دهر چو شبنم گذشته ایم. ( صائب لغ. )

جمله سازی با لنگر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جهان آب و گل رنگ اقامت ریختن در گذار سیل بی زنهار لنگر کردن است

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز