لغت نامه دهخدا
لفمجان. [ ل َ م َ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع در قسمت باختری لاهیجان و شمال سیاهکل و از 27 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 21هزار نفر و قرای مهم آن: لفمجان، چهارده، پاشاکی، سرشکه، گل رودبار،شاده و گوگه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
لفمجان. [ ل َ م َ ]( اِخ ) قصبه مرکز دهستان لفمجان از بخش مرکزی شهرستان لاهیجان، واقع در 12هزارگزی باختر لاهیجان. جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی و دارای 1972 تن سکنه. آب آن از کیاجو منشعب از سفیدرود. محصول آن برنج، ابریشم،مختصر چای و صیفی. شغل اهالی زراعت است و زیارتگاهی به نام سیدحسن و در حدود 30 باب دکان دارد و روزهای شنبه و سه شنبه آنجا بازار عمومی باشد. راه آن مالرواست و در فصل خشکی از طریق بازکیاگوراب و کلشتاجان اتومبیل توان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).