لغد
لغت نامه دهخدا
لغد. [ ل ُ ] ( ع اِ ) گوشت کرانه گردن. ( منتهی الارب ). لغدود.لغدید. لغن. لغنون. || پوستی که از زیر حلق گاو آویخته باشد. ( دزی ). || گوشت پاره ای در گلو. ( منتهی الارب ). گوشتکی نزدیک لهاة. گوشت که بر گرداگرد ملازه بود. ( مهذب الاسماء ). || گوشت پاره اندرون گوش و گویا آن زاید است. || گوشت در پایان دهن بسوی حلق. ج، الغاد. || منتهای نرمه گوش به طرف پایین. ( منتهی الارب ).
لغد. [ ل َ ] ( ع مص ) برگردانیدن شتر را بر جاده. || دراز کشیدن گوش را تا راست شود. || بازداشتن کسی را از حاجت وی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) لگد.
برگردانیدن شتر را بر جاده یا دراز کشیدن گوش را تا راست شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی لَقَدْ: حتماً و یقیناً - سوگند می خورم یا می خوریم که محققاً و یقیناً (ترکیب لـَ وقدْ،در کتب لغت مصارف دیگری نیز برای "قَدْ "گفته اند که در قرآن کاربرد ندارد)
ریشه کلمه:
غدو (۱۶ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
جمله سازی با لغد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی در سال ۱۹۵۱ با ابراهیم ابو لغد ازدواج کرد. آنها چهار فرزند به نامهای لیلا، مریم، دینا و جواد داشتند.
💡 ابو لغد در آثار خود با تعهد به دیدن و عمل به امکانات برای ایجاد تغییرات سازنده اجتماعی، به توسعه اجتماعی و اقتصادی شهرهای جهانی میپردازد. دامنه آثار وی از مطالعات سطح خرد در مورد سرزمین و تغییر اجتماعی، به تجزیه و تحلیل انتشار شهرهای جهانی در جهان غربی و عربی و مطالعات تاریخی شهرهای قرون وسطایی میرود.
💡 در سال ۱۹۷۶ به وی یک یادبود جان گوگنهایم برای جامعهشناسی تعلق گرفت. ابو لغد بیش از دهها بورسیه معتبر دولتی ملی و کمکهای مالی برای تحقیق در زمینههای جمعیت شناسی، جامعهشناسی شهری، برنامهریزی شهری، توسعه اقتصادی و اجتماعی، سیستمهای جهانی و شهرنشینی در ایالات متحده، خاورمیانه و جهان سوم دریافت کرد.