لغت نامه دهخدا
لشت. [ ل َ ] ( اِ ) پنجه عروس و آن نوعی از خرماست. ( در جیرفت ).
لشت. [ ل ُ ] ( ص ) قوی و استوار. ( از مجعولات شعوری ) و ظاهراً مصحف لست باشد.
لشت. [ ل َ ] ( اِ ) پنجه عروس و آن نوعی از خرماست. ( در جیرفت ).
لشت. [ ل ُ ] ( ص ) قوی و استوار. ( از مجعولات شعوری ) و ظاهراً مصحف لست باشد.
قوی و استوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان گفشه لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۵۴ نفر (۲۷۳خانوار) بودهاست.
💡 بخش لشت نشا یکی از بخشهای حاصلخیز شهرستان رشت میباشد که ارتفاع آن از دریا ۱۸-الی متر است. توچاء در مرکز لشت نشا قرار دارد.
💡 این روستا در دهستان گفشه لشت نشا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۷۱ نفر (۵۰۰خانوار) بودهاست.
💡 تازهآباد روستایی در دهستان علیآباد زیباکنار بخش لشت نشا شهرستان رشت استان گیلان ایران است.
💡 این روستا در دهستان گفشه لشت نشاء قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۶ نفر (۱۰۵خانوار) بودهاست.