قید طلب
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] قید طلب به قید هیئت طلبی یا صیغه امر اطلاق می شود.
قید طلب، قیدی است که طلب مولا (نفس امر) و فرمان صادر شده از سوی او را به گونه ای مقید می نماید که اگر این قید نباشد، طلب نیز معدوم می گردد، چه این طلب، طلب انجام فعل (وجوبی یا استحبابی) باشد یا ترک آن.قید طلب، در حقیقت، قید هیئت طلبی یا صیغه طلب است، مانند: «اذا خسف القمر فصل» که بر طلب وجوبی نماز آیات از سوی مولا در هنگام خسوف دلالت می کند؛ یعنی اگر خسوف نباشد، این نماز آیات نیز مطلوب مولا نبوده و وجوب پیدا نمی کند.
عناوین مرتبط
قید هیئت؛ قید امر.
جمله سازی با قید طلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه لبشیرین به نوش شکّر و شهد طرب بودم نه من در کنج عزلت فارغ از قید طلب بودم
💡 در دستور زبان فارسی، استفاده از قید طلب در جملات امری به معنای بیان درخواست یا تمایل گوینده برای انجام کاری است.
💡 نویسنده با به کار بردن قید طلب در دیالوگهای شخصیتها، سعی کرده است شدت تمایل و اشتیاق آنها را به خوبی نشان دهد.
💡 تحلیل ساختارهای دستوری نشان میدهد که قید طلب میتواند نقش مهمی در تغییر لحن و معنای جملات خبری به جملات درخواستی داشته باشد.