قطره زدن

لغت نامه دهخدا

قطره زدن. [ ق َ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب )تند و تیز به راه رفتن. ( برهان ). کنایه از تند رفتن. ( انجمن آرای ناصری ). به صله «در» کنایه از تیز رفتن و دویدن. ( آنندراج ): چون قطره زدن آغازیدی پیل آبکش را به تردستی پیل مال ساختن. ( دره نادره چ شهیدی ص 601 ). || تردد کردن. || به صله «بر» کنایه از ریختن و باریدن. ( آنندراج ). || بعضی به تحقیق نوشته اند که اطلاق آن بر شاطر حقیقت است و بر غیر استعاره، لهذا محل تأمل،چه یک جا قائل به حقیقت شدن و جای دیگر قائل به استعاره شدن وجهی می باید و آن مذکور نیست. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تردد کردن رفتن. یا قطره زدن بر ( به )... ریختن باریدن: در راه عشق قطره بمژگان زدم چو اشک نعل از برای پی غلطی واژگون زنند یا قطره زدن در... تیز رفتن دویدن.

جمله سازی با قطره زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سالها قطره زدن مور ضعیفی چو مرا در پی دانهٔ خال تو عبث بود عبث

💡 از قطره زدن باز فتد گام نخستین گر ابر شود همنفس چشم تر ما

💡 به تمنای رخت، دشت بیاض چشمم شده از قطره زدن های سرشک آبله زار

💡 با بحر دم از قطره زدن راه رشادست با جام و صراحی سخن از مولی و مولا

💡 پی رزق دگران قطره زدن بی اثرست چند هر سوی پی روزی اولاد روی؟

💡 چشمم به بحر قطره زدن یاد می دهد اشکم ناوفتاده عبث پیشوای موج

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز