قطبه

لغت نامه دهخدا

( قطبة ) قطبة. [ ق ُ ب َ ] ( ع اِ ) ستونه که نشانه بر وی نهند. ( منتهی الارب ). || نصل هدف. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ستونه آهنی که بر وی آسیا گردد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قُطْب و قُطُب شود. || نوعی از گیاه. ( منتهی الارب ). گیاهی است. ( اقرب الموارد ). ج، قُطَب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
قطبة. [ ق ِ طَ ب َ ] ( ع اِ ) ج ِ قُطْب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قطب شود.
قطبة. [ ] ( اِخ ) ابن عامر، از بنی سلمه خزرجی. از صحابیان است. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 238 شود.

جمله سازی با قطبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدین ترتیب، پس از آمدن اسلام، عرب‌های حجاز با نوشتن آشنا بودند، ولی عده کمی از آن‌ها نوشتن می‌دانستند که برخی از آنان، از بزرگان صحابه شدند. علی بن ابیطالب، عمربن خطاب و طلحة بن عبیداللّه از این گروه بودند. پس از اسلام، تاریخ خط عربی را می‌توان کاملاً وابسته به کتابت قرآن دانست. در زمان خلفا و پس از آن در زمان بنی امیه، قرآن را به خط کوفی می‌نوشتند و مشهورترین قرآن‌نویس بنی امیه، مردی بود به نام قطبه که بسیار خوش‌خط بود. او خط کوفی را با چهار قلم می‌نگاشت.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز