لغت نامه دهخدا
قرقور. [ ق ُ ] ( ع اِ ) کشتی دراز یا بزرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نوعی از کشتی عجمی است که عرب نیز نام آن را در ادبیات خود به کار برده است:
قرقور ساج ساجُه ُ مطلّی
بالقیر و الضبات زنبری.( المعرب جوالیقی ص 271 ).
قرقور. [ ق ُ ] ( ع اِ ) کشتی دراز یا بزرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نوعی از کشتی عجمی است که عرب نیز نام آن را در ادبیات خود به کار برده است:
قرقور ساج ساجُه ُ مطلّی
بالقیر و الضبات زنبری.( المعرب جوالیقی ص 271 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمام قرقور (به عربی: حمام قرقور) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سطیف واقع شدهاست.