لغت نامه دهخدا
قدکوتاه. [ ق َ ] ( ص مرکب ) کوتوله. قصیرالقامه. کوتاه بالا. کوتاه قد. کوتاه قامت.
قدکوتاه. [ ق َ ] ( ص مرکب ) کوتوله. قصیرالقامه. کوتاه بالا. کوتاه قد. کوتاه قامت.
( مصدر ) آنکه قدش کوتاه باشد کوتاه قد کوتاه بالا قصیر القامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوسک چاق و قد کوتاه داستان که همیشه گرسنه است و همه چیز را با دهان گشاد نارنجی رنگش درسته میبلعد کمی هم عقلش سر جایش نیست. خوراک او مشخص نیست و از مواد درون یخچال تا جانداران از جمله انبوهی از ماهیان و حشرههای زنده تشکیل میشود.
💡 قد، صفتی پلی ژنتیک بوده، یعنی اینکه چندین ژن مختلف بر روی آن تأثیر میگذارد. اگر پدر و مادر شما قد کوتاه باشد، همیشه نتیجه آن کوتاه ماندن قد شما نیست، با اینحال اگر نهتنها پدر و مادر بلکه بیشتر افراد در خانواده و فامیل پدری و مادری قد کوتاه باشند، شانس کوتاهی قد شما بالا است.
💡 مردهای پیگمی گروههای شکارچی و جمعکننده ای هستند که در جنگلهای بارانی استوایی زندگی میکنند و مشخصه آنها قد کوتاه آنهاست (بهطور متوسط زیر یک و نیم متر یا ۵۹ اینچ). در میان این گروه مردم افه، آکا، توا، باکا و امبوتی در آفریقای مرکزی هستند. با این حال، اصطلاح پیگمی انزجاری تلقی میشود، بنابراین بسیاری از قبایل ترجیح میدهند که به این ترتیب برچسب گذاری نشوند.
💡 بشر قد کوتاه یا پهن : ارتفاع بشر نصف قطر بشر است و چون سطح تماس زیر بشر زیاد است بیشتر برای حرارت دادن یا به عنوان کشتی در حمام بخار آب استفاده می گردد