قبعه

لغت نامه دهخدا

( قبعة ) قبعة. [ ق َ ع َ ] ( ع اِ ) مرغکی است خردتر از گنجشگ که پیوسته نزدیک سوراخ موش باشد و چون از چیزی ترسد در آن سوراخ رود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در اقرب الموارد قُبُعَة ضبط شده.
قبعة. [ ق ُ ب َ ع َ ] ( ع ص ) زن نهان شونده. ( از منتهی الارب ): امراءة قُبَعَة طُلَعَة؛ زن که گاهی نهان گردد گاهی پیدا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قبعة. [ ق ُ ب َ ع َ ] ( ع اِ ) یا ابن قُبَعَة؛ یعنی ای مرد گول. و این وصف است به حمق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قبعة. [ ق ُب ْ ب َ ع َ] ( ع اِ ) جامه پاره است شبیه برنس. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جامه پاره است شبیه برنس

جمله سازی با قبعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بادگیر از مظاهر و سمبل‌های تمدن ایرانی است دقیقاً معلوم نیست اولین بادگیر در کدام شهر ایران ساخته شده ولی سفرنامه نویسان قرون وسطی بیشتر از بادگیرهای شهرهای کویری و گرم و خشک مانند یزد و گناباد و طبس، کرمان، بم و زاهدان نام برده‌اند کاریز و بادگیر و خانه‌های گنبدی بدون تردید از نمادهای تمدن ایرانی است هر سه کلمه به صورت معرب به زبان عربی نیز راه یافته قنات - بادجیر و بادگیر و قبه و قبعه معرب‌های فارسی کلمات فوق هستند.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز