لغت نامه دهخدا
قاضی قزوینی. [ ی ِ ق َزْ ] ( اِخ ) وی از مردم قزوین و قاضی آن شهر بود. این بیت او راست:
حسن تو ز خط رتبه اعجاز گرفته
انجام تو کیفیت آغاز گرفته.( از قاموس الاعلام ترکی ).
قاضی قزوینی. [ ی ِ ق َزْ ] ( اِخ ) وی از مردم قزوین و قاضی آن شهر بود. این بیت او راست:
حسن تو ز خط رتبه اعجاز گرفته
انجام تو کیفیت آغاز گرفته.( از قاموس الاعلام ترکی ).
وی از مردم قزوین و قاضی آن شهر بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شامل ۱۹ فصل است از صفحهی ۹۳۳ تا ۱۱۵۷. ملکزاده آن را با عنوان به یاد قاضی قزوینی شروع کرده. فصل اول به قیام تبریز پرداخته فصل هشتم و دهم به انقلاب رشت فصل یازدهم را با عنوان سردار اسعد نگاشته است. این جلد با فصل نوزدهم با عنوان حرکت اردوی انقلاب به طرف قزوین تمام میشود.