فیروز پی

لغت نامه دهخدا

فیروزپی. [ پ َ / پ ِ ]( ص مرکب ) فرخنده پی. خجسته پی. مبارک قدم:
نپنداری ای خضر فیروزپی
که از می مرا هست مقصود می.نظامی.نشیننده بزم کسری و کی
فریدون کمر شاه فیروزپی.نظامی.

فرهنگ فارسی

فرخنده پی مبارک قدم

جمله سازی با فیروز پی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنین بخت فیروز پی جم نداشت شجاعت به این پایه رستم نداشت

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز