لغت نامه دهخدا
فوشنج.[ ش َ ] ( اِخ ) فوشنگ. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). قریه ای است نزدیک هرات و معرب پوشنگ است. ( از برهان ). شهرکی است در ده فرسخی هرات، باصفا و پردرخت و دارای انواع میوه است. ( از معجم البلدان ). رجوع به پوشنگ شود.
فوشنج.[ ش َ ] ( اِخ ) فوشنگ. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). قریه ای است نزدیک هرات و معرب پوشنگ است. ( از برهان ). شهرکی است در ده فرسخی هرات، باصفا و پردرخت و دارای انواع میوه است. ( از معجم البلدان ). رجوع به پوشنگ شود.
فوشنگ. و آن قریه ایست نزدیک هرات و معرب پوشنگ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پوشنگ (بوشنج، فوشنج یا بوشنگ) که امروز زندهجان مرکز ولسوالی زندهجان است و در منابع عربی «فسانج» نیز خوانده شده، نام شهری باستانی در خراسان و افغانستان امروزی است و درگذشته پایتخت طاهریان و زادگاه طاهر بن حسین بود. این شهر در باختر شهر هرات و در در میانهٔ راه دو شهر بوزجان و هرات جای دارد. در سدهٔ چهارم هجری گستردگی این شهر به اندازهٔ نیمی از هرات آن زمان گزارش شدهاست. در این زمان این شهر سه دروازه داشته که یکی رو به قهستان، یکی رو به نیشابور و دیگری رو به هرات گشوده میشدهاست.