فمه

لغت نامه دهخدا

فمه. [ ف َ م َ ] ( اِخ ) شهری است خرد [ به هندوستان ]، و گوهرهای بسیار بدین جای افتد. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

شهری است خرد و گوهرهای بسیار بدین جای افتد.

جمله سازی با فمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حیث ما حاول‌الثری، فمه جانب‌السما حبث ما حل خاطری، انت قصدی و مطلبی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران