لغت نامه دهخدا
فلک سان. [ ف َ ل َ ] ( ص مرکب ) ( از: فلک + سان، پساوند تشبیه ) مانند فلک. فلک وش:
سالها قصد فلک داشت مگر
جنبش رای فلک سان اسد.خاقانی.بود فلک جام رنگ و جام فلک سان
روز ندانم که از کدام برآمد.خاقانی.
فلک سان. [ ف َ ل َ ] ( ص مرکب ) ( از: فلک + سان، پساوند تشبیه ) مانند فلک. فلک وش:
سالها قصد فلک داشت مگر
جنبش رای فلک سان اسد.خاقانی.بود فلک جام رنگ و جام فلک سان
روز ندانم که از کدام برآمد.خاقانی.
از فلک و پساوند تشبیه مانند فلک فلک وش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسد فیض دگر زاهل نظر کامل عیاران را فلک سان محشر کوکب کند مهتاب دریا را
💡 بود فلک جام رنگ و جام فلک سان روز ندانم که از کدام برآمد