لغت نامه دهخدا
فلون. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ فلان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلون. [ ف ُ ] ( اِ ) شیح جبلی است، و برگ نبات را نیز نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
فلون. [ ف ُ ] ( ع اِ ) ج ِ فلان. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فلون. [ ف ُ ] ( اِ ) شیح جبلی است، و برگ نبات را نیز نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
شیخ جبلی است و برگ نبات را نیز نامند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانواده پدرسالار رابینسون تشکیل شده از یک دکتر حرفهای به نام ارنست رابینسون، آنا رابینسون، مادری خانهدار، بزرگترین پسر فرانس که آرزو دارد نوازنده شود، فرزند میانی فلون و کوچکترین فرزند خانواده جک.
💡 اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی