گل مخمل

لغت نامه دهخدا

گل مخمل. [ گ ُ ل ِ م َ م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلهایی که در میان مخمل بافند. ( آنندراج ):
دردسر فرشی است زیر بوریای فقر ما
از گل مخمل گلاب خواب میبایدکشید.محمداسحاق شوکت ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گلهایی که در میان مخمل بافند.

جمله سازی با گل مخمل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید چون رسد نوبت به عیب خود، نظر احول کنید

💡 به مخمل دستگاهان خواب شیرین تلخ می سازد شکر خوابی که من بر روی فرش بوریا دارم

💡 روح مخملی با موهای تیره کارگردان: واتانابه مامورو؛ بازیگر: ایزومی شیما (۱۹۸۲)

💡 وی همچنین مؤسس و رئیس پروژه دمکراسی‌های در حال گذار است که در زمینه انقلاب‌های مخملی در کشورهای بلوک شرق سابق فعالیت می‌کند.

💡 هر لباسی را که چشمی نیست در پی، خوشترست تلخ دارد خواب مخمل را قبای شال ما

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز