لغت نامه دهخدا
فعمل. [ ف َ م َ ] ( ع ص ) پر و آکنده از بازو و خنور. ( منتهی الارب ). ممتلی. ( اقرب الموارد ).
فعمل. [ ف َ م َ ] ( ع ص ) پر و آکنده از بازو و خنور. ( منتهی الارب ). ممتلی. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در خبر است بروایت ذو النورین از مصطفی که گفت: ما دخل احد بیتا فی بیت، فعمل فیه عملا الا القی اللَّه عز و جل علیه رداء لیعرف به، و قال (ص): لو ان رجلا عبد اللَّه فی صخرة لا باب لها و لا کوّة لخرج عمله الی الناس کائنا ما کان.