فروداشته

لغت نامه دهخدا

فروداشته. [ ف ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بازداشته. کسی که او را در جایی نگهداشته و مانع رفتن وی شده باشند.

فرهنگ فارسی

باز داشته. کسی که او را در جایی نگهداشته و مانع رفتن وی شده باشند.

جمله سازی با فروداشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او سر ز در شرم فروداشته در پیش چون‌کودک نادان بر استاد هشیوار

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز