فرمالیته

مترادف‌ها

تشریفات، ظواهر

فرهنگ معین

(فُ تِ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - تشریفاتی. ۲ - ظاهرسازی.

فرهنگ عمید

۱. تشریفات اداری برای انجام کاری.
۲. آنچه برای حفظ ظاهر انجام می شود، ظاهرسازی.

فرهنگ فارسی

آیین تشریفاتی، ظاهرسازی، قیدورسم، شرایطلازم برای صحت واعتباراسناد
( اسم ) ۱ - مجموعه اعمال اجباری برای اجرای امری اداری قضایی و غیره آیین تشریفاتی ۲ - ظاهر سازی.

ویکی واژه

تشریفاتی.
ظاهرسازی.

جمله سازی با فرمالیته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «با جرئت و اطلاع کامل ادعا می‌کنم و همهٔ توابع آن را به جان می‌خرم که اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت پروندهٔ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند، به حکم شرع و قانون ادامهٔ حیات وی مُیسَر نبود.»

💡 لی بر آنچه که «روش بی روشی» می‌نامید بسیار تأکید داشت. ایده‌ای که بیان‌گر رهایی از روش‌های فرمالیته -همان سبک‌های سنتی- بود. بروس لی احساس می‌کرد سیستمی که او «جان فان ووشو» (آموخته‌های بروس لی از هنرهای رزمی) نامیده است، محدودکننده است و به همین خاطر آن را به آنچه که با نام جیت کان دو توصیفش کرد، تغییر شکل داد. نامی که بعدها از مطرح کردن آن اظهار پشیمانی کرد چون از نام جیت کان دو نیز ویژگی‌های خاصی برداشت می‌شد که هر سبکی به نوبه خود ادعا می‌کند، درحالی که ایدهٔ هنر رزمی او خروج از هر گونه عوامل محدودکننده بود.

💡 برخورد با برخی از مدیران ارشد در این شرکت بسیار خشک و پر از فرمالیته است و اجازه نمی‌دهد کارمندان با آن‌ها صمیمی شوند.

💡 ملاقات‌های رسمی در سازمان‌های دولتی اغلب با کلیشه‌ها و پروتکل‌های اداری همراه است که باعث می‌شود همه چیز یک فرمالیته بی معنا به نظر برسد.

💡 او سعی داشت برخلاف معمول، در جلسه دوستانه از تمام فرمالیته‌های معمول پرهیز کند تا فضای واقعی و صمیمی میان اعضای خانواده برقرار شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران