فرعنت

لغت نامه دهخدا

فرعنت.[ ف َ ع َ ن َ ] ( ع اِمص ) فرعنة. رجوع به فرعنة شود.
فرعنة. [ ف َ ع َ ن َ ] ( ع اِمص ) زیرکی. ( منتهی الارب ). زیرکی و فطنت. ( از اقرب الموارد ). مصدر جعلی از فرعون مانند تفرعن. ( از یادداشت به خط مؤلف ). || تکبر. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به تفرعن شود.

فرهنگ فارسی

فرعنه

جمله سازی با فرعنت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم بتا کلام تو نمرود فرعنت جان خلیل خویش پر از آذر آورد

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز