فرزن
لغت نامه دهخدا
فرزن. [ف َ زَ ] ( اِخ ) از قراء هرات است. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
از قرائ هرات است
فرهنگ اسم ها
اسم: فرزن (پسر) (فارسی) (تلفظ: farzan) (فارسی: فرزن) (انگلیسی: farzan)
معنی: نام روستایی در نزدیکی هرات
جمله سازی با فرزن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشرق تا به مغرب که ملک خدا بو، به مثل گوهر، فرزن مادر نزا بو
💡 نی ت در دل که زاهد در بشارت به یک فرزن د داد اول اشارت
💡 او همواره به عنوان یک فرزند فرزن و وظیفهشناس در میان اعضای خانواده شناخته میشد که همیشه در مشکلات بزرگ والدین خود به آنها کمک میکرد.
💡 در فرهنگهای قدیمی، داشتن فرزندان فرزن و مؤدب، بزرگترین سرمایه و افتخار برای هر خانوادهای محسوب میشد که باعث سربلندی نسلهای آینده در جامعه میگشت.
💡 او با رفتاری بسیار متین و اخلاق پزشکی عالی، سعی داشت تا الگویی از یک انسان فرزن و نمونه برای تمامی شاگردان و همکاران خود باشد.