لغت نامه دهخدا
چرخ مینائی. [ چ َ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چرخ مینا. چرخ مینارنگ. آسمان لاجوردی. آسمان و فلک. فلک مینائی:
نه هرکه یافت کمال از پیش بود نقصان
نه هرچه داد ستد باز چرخ مینائی.منوچهری.رجوع به چرخ و چرخ مینا شود.
چرخ مینائی. [ چ َ خ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چرخ مینا. چرخ مینارنگ. آسمان لاجوردی. آسمان و فلک. فلک مینائی:
نه هرکه یافت کمال از پیش بود نقصان
نه هرچه داد ستد باز چرخ مینائی.منوچهری.رجوع به چرخ و چرخ مینا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترا مسند ز والائی برد نه چرخ مینائی سلیمان ار بدارائی ز بادش نقل مسند شد
💡 مرکز پرگار هستی گر نباشد کوی تو، طوف کویت از چه ور این چرخ مینائی کند
💡 پا ز مستی بر بساط چرخ مینائی زند هرکه را از عشق آنشه باده در میناستی