چرخ دستی

لغت نامه دهخدا

چرخ دستی. [ چ َ خ ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چرخ خیاطی. ماشین خیاطی که با دست بحرکت افتد. دستگاه خیاطی بدون پایه که چرخ آن را با دست حرکت دهند. رجوع به چرخ خیاطی شود.

ویکی واژه

carrello

جمله سازی با چرخ دستی

💡 شرکت میهن در سال ۱۳۵۰ توسط ایوب پایداری تأسیس شد. او فعالیت خود را از نوجوانی با فروش بستنی به وسیله چرخ دستی آغاز کرد. او میهن را به بزرگ‌ترین تولیدکننده بستنی و لبنیات در کشور تبدیل کرده‌است که در حال حاضر بیش از ۱۱۰۰۰ نفر را در بخش‌های مختلف به خدمت گرفته و فضاهای تولیدی سرپوشیده آن به ۳۵۰ هزار متر مربع بالغ می‌گردد.

💡 این لغت فرانسوی در اصل به معنای گاری یا چرخ دستی می‌باشد. در این شیوه افراد را به گروه‌های کوچک‌تری تقسیم می‌کنیم و مسئله را به قسمت‌های مختلف تقسیم نموده و به هر کدام از گروه‌ها می‌سپاریم. هنگامی که بحث هر گروه تمام شد، موضوع را به گروه بعدی می‌سپاریم و بدین صورت در انتها هر بخش مسئله چندین بار مورد بحث قرار گرفته‌است.

💡 این دستگاه به منظور تکیه‌گاه قطعات کار بلند مورد استفاده واقع می‌شود و به اضافه در موقع سوراخ کاری یا برقو زدن ابزار برنده را به وسیلهٔ دنباله مخروطی که دارد برآن سوار می‌نمایند. دستگاه مرغک را می‌توان روی میزماشین تغییر مکان داد و در هر نقطه دلخواهی محکم کرد. برای حرکت دادن میله داخلی آن از گردش چرخ دستی انتهای مرغک و برای ثابت نگه داشتن از اهرم قسمت جلوئی آن استفاده می‌شود.

دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز