لغت نامه دهخدا
چرخ جر. [ چ َ خ ِ ج َرر / ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )چرخ دولاب. دولابی که دلوهای متعدد دارد:
بود راست چون کوزه چرخ جر
تهی شد یکی پر شود ده دگر.نزاری قهستانی.رجوع به چرخ دولاب شود.
چرخ جر. [ چ َ خ ِ ج َرر / ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )چرخ دولاب. دولابی که دلوهای متعدد دارد:
بود راست چون کوزه چرخ جر
تهی شد یکی پر شود ده دگر.نزاری قهستانی.رجوع به چرخ دولاب شود.
چرخ دولاب ٠ دولابی که دولو های متعدد دارد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همیشه تا نبود جرم خاک جز ساکن همیشه تا نبود سیر چرخ جر دوار