لغت نامه دهخدا
چهارگل. [ چ َ / چ ِ گ ُ ] ( اِ مرکب ) چهارگل از گلهای گیاهان که در مداوای امتلاء معده جوشانند و بکار برند و این چهار عبارتند از: گل بنفشه و گل پنیرک و گل کدو و گل نیلوفر.
چهارگل. [ چ َ / چ ِ گ ُ ] ( اِ مرکب ) چهارگل از گلهای گیاهان که در مداوای امتلاء معده جوشانند و بکار برند و این چهار عبارتند از: گل بنفشه و گل پنیرک و گل کدو و گل نیلوفر.
۱. نقشی شبیه چهاربرگ گل.
۲. جوشاندۀ دارویی گیاهی شامل: گل بنفشه، پنیرک، کدو، و نیلوفر که به عنوان مسهل و ملین به کار می رود.
چهارگل جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ یاوان ولایت ختلان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۰۶۳۱ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی تنها بازیکنی بود که در فصل ۹۷–۱۳۹۶ لیگ برتر فوتبال ایران پوکر کرد. وی برابر استقلال خوزستان چهارگل زده است.