گندخونی

مترادف‌ها

خونریزی، قتل‌عام، کشتار

فرهنگستان زبان و ادب

{septicemia} [پزشکی] بیماری عفونی ناشی از گسترش ریزاندامگان ها و زهرابه های آنها از راه گردش خون متـ. پلشت خونی

ویکی واژه

بیماری عفونی ناشی از گسترش ریزاندامگان‌ها و زهرابه‏های آنها از راه گردش خون

جمله سازی با گندخونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روش‌های متعددی را می‌توان در محل کار انجام داد. اگرچه به‌طور کلی این روش‌ها ایمن هستند، اما ممکن است برخی عوارض جانبی نادری همچون گندخونی اطراف مقعد نیز دربرداشته‌باشد.

💡 افشاگری‌های اخیر رسانه‌ها نشان داد که در آن سازمان بزرگ دولتی، یک گندخونی گسترده و فساد مالی سیستماتیک از سال‌ها پیش در جریان بوده است.

💡 پلیس پس از تحقیقات طولانی مدت، بالاخره توانست شبکه بزرگ گندخونی در بخش توزیع دارو را که باعث ضرر به مردم می‌شد، کاملاً منهدم کند.

💡 وقتی خبر رسید که در بخش مدیریت پروژه‌های شهری گندخونی رخ داده، بسیاری از شهروندان خواستار شفافیت بیشتر و بازرسی دقیق تمام مسئولان شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران