لغت نامه دهخدا
گردون سریر. [ گ َ س َ ] ( ص مرکب ) در صفات پادشاهان. ( آنندراج ). پادشاه توانا. ( ناظم الاطباء ). گردون رکاب.
گردون سریر. [ گ َ س َ ] ( ص مرکب ) در صفات پادشاهان. ( آنندراج ). پادشاه توانا. ( ناظم الاطباء ). گردون رکاب.
پادشاه با عظمت گردون رکاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مصافی پیش آن گردون سریر دختر سردار طی آمد اسیر
💡 همی بینم ای شاه گردون سریر به چنگ اجل مرتو را دستگیر
💡 قضا شکوه قدر قدرت زمانه توان فلک مهابت گردون سریر مهر سخا
💡 چون ز روی حق شناسی خسرو گردون سریر آنکه گیرد از شهان دهر باج احتشام
💡 نگر تا بدین شاه گردون سریر دگر باره چون شد عمارت پذیر
💡 گرش گردون سریر ملک باشد برو صد ماه تابان اوفتاده