پرداخت کردن
مترادفها
تسویه کردن، هزینه کردن
متضادها
دریافت کردن، گرفتن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص م. ) جلا دادن، برق انداختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۲- جلا دادن برق انداختن پاک کردن زنگ فلز روشن و تابان کردن صیقل کردن.
ویکی واژه
جلا دادن، برق انداختن.
جمله سازی با پرداخت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بانتونیت برای چسبناک کردن ماسهٔ ریختهگری و پوشش گرافیتی درون تشتهای فلز گدازی و رنگگیری روغنهای معدنی، سفید کردن شیرهٔ سیاه، ساختن کرمهای آرایشی و داروسازی، صاف کردن آب آشامیدنی، سرکه، پرداخت کردن و جلا دادن فلزها، ساختن مغز خودکار، ساختن آجر نسوز، در کندن چاههای نفت و… کاربرد دارد.