فرهنگ معین
( ~. کَ دَ )(مص م. ) جلا دادن، برق انداختن.
( ~. کَ دَ )(مص م. ) جلا دادن، برق انداختن.
( مصدر ) ۲- جلا دادن برق انداختن پاک کردن زنگ فلز روشن و تابان کردن صیقل کردن.
جلا دادن، برق انداختن.
💡 بانتونیت برای چسبناک کردن ماسهٔ ریختهگری و پوشش گرافیتی درون تشتهای فلز گدازی و رنگگیری روغنهای معدنی، سفید کردن شیرهٔ سیاه، ساختن کرمهای آرایشی و داروسازی، صاف کردن آب آشامیدنی، سرکه، پرداخت کردن و جلا دادن فلزها، ساختن مغز خودکار، ساختن آجر نسوز، در کندن چاههای نفت و… کاربرد دارد.