قرزام تصویر معنی قرزام لغت نامه دهخدا قرزام. [ ق ِ ] ( ع ص ) شاعر خسیس طبیعت. ( منتهی الارب ). شاعر دون. ( از اقرب الموارد ). کلمات مرتبط مغشوش طبیعت خشک طبیعت قزام قرطبان قراسیه