یک دندانه

لغت نامه دهخدا

یک دندانه. [ ی َ / ی ِ دَ دا ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) یکسان. ( غیاث ) ( آنندراج ). برابر. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

یکسان برابر

جمله سازی با یک دندانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان از باده توحید سرگرمم درین گلشن که خار و گل به چشم من به یک دندانه می‌آید

💡 زشت و زیبا وبلند و پست از روشندلی در نظر آید به یک دندانه چون آیینه ام

💡 کند تأثیر سوز عشق در شاه و گدا یکسان که بید و عود را آتش به یک دندانه می‌سوزد

💡 اگر خارست، اگر گل، مایه خوشحالیی دارد کلید و قفل این منزل به یک دندانه می خندد

💡 از بلند و پست عالم آنچه می آید به چشم چون صف مژگان به یک دندانه می یابیم ما

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز