یک دمه

لغت نامه دهخدا

یک دمه. [ ی َ / ی ِ دَ م َ / م ِ ] ( ص نسبی ) ناپایدار و فانی و بی ثبات. ( ناظم الاطباء ).
- مقارنت یک دمه؛ مصاحبت و همدمی فانی.
|| یک دم. یک لحظه:
صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست
یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست.سعدی.

فرهنگ فارسی

ناپایدار و فانی و بی ثبات یکدم

جمله سازی با یک دمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست

💡 حیات یک دمه هم صرف پوچ شد چو حباب کسی مباد ز عمر سبک رکاب خجل

💡 حقا که به عهدها نیایم بیرون از عهدهٔ حق گزاری یک دمه عشق

💡 بختم ز وصل یک دمه آن مرهمی که ساخت تسکین ده جراحت چندین هوس نبود

💡 هستی یک دمه در ماتم یک دشت شهید وای هنگام کم و انده بسیار حسین

💡 بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز