چپاندن

مترادف‌ها

فرو کردن، کوبیدن

لغت نامه دهخدا

چپاندن. [ چ َ دَ ] ( مص ) تپاندن. چپانیدن. بزور در درون کردن. فروبردن بزور. فروکردن. تپاندن. چیزی را در ظرف یا سوراخی بزور جا دادن. ( فرهنگ نظام ). فشاردن. فشردن. و رجوع به تپاندن و تپانیدن و چپانیدن شود.

فرهنگ معین

(چَ دَ ) (مص م. ) چپانیدن.

فرهنگ عمید

۱. آگنده کردن، پر کردن.
۲. چیزی را با زور و فشار میان چیز دیگر جا دادن، تپاندن، تپانیدن.

فرهنگ فارسی

تپاندن، آگنده کردن، پرکردن، به زوجادادن، چپان
( مصدر ) چپانیدن
تپاندن چپانیدن بزور در درون کردن. فرو بردن بزور. فرو کردن. تپانیدن. چیزی را در ظرف یا سوراخی بزور جا دادن. فشاردن. فشردن.

ویکی واژه

چپانیدن.
گذاشتن، به‌زور جا دادن. یاغندن

جمله سازی با چپاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به گرن تورینو، جزیره شاتر، زودیاک، فارگو، تغییر چهره، طلوع مرکوری، همه جا غیر اینجا، سرقت در ۶۰ ثانیه، گوتیکا، دختر خوب، عشق پیش می‌آید، دختران زیبا، پل، نمایش درو کری، آتشفشان، اعتماد، ذخیره مورد علاقه، معجزه‌هایی از بهشت، احساس مینه‌سوتا، مأموران بزرگراه، چپاندن قوطی‌حلبی، زنده از بغداد، از آسیب رساندن بپرهیز، بیدار کردن مردگان، بچه را بگیر و بنیان‌گذار اشاره کرد.

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم با جو بلک آشنا شوید، چپاندن قوطی‌حلبی، آموزش رانندگی، ذهن سفید و تا آخرین نفرشان اشاره کرد.

💡 او سعی کرد با سرعت بسیار زیاد تمام غذای روی میز را به صورت چپاندن در دهان خود ببلعد تا بتواند سریع‌تر از آن مکان خارج شود.

💡 برخی افراد عادت دارند با چپاندن بی‌دقت غذا، بدون جویدن کامل، غذا را بخورند که این کار می‌تواند باعث مشکلات گوارشی و سنگین شدن هضم غذا شود.

💡 در آن صحنه سینمایی، بازیگر با مهارت بسیار زیادی در حال چپاندن یک تکه بزرگ نان بود تا حس گرسنگی مفرط شخصیت داستان را به خوبی منتقل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران