لغت نامه دهخدا
غوک چوب باختن. [ ت َ] ( مص مرکب ) الک دولک بازی کردن: قَلْو؛ غوک چوب باختن. ( منتهی الارب ). رجوع به الک دولک و غوک چوب شود.
غوک چوب باختن. [ ت َ] ( مص مرکب ) الک دولک بازی کردن: قَلْو؛ غوک چوب باختن. ( منتهی الارب ). رجوع به الک دولک و غوک چوب شود.
( مصدر ) الک و دولک بازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان خود در راه خواهم باختن تا برون پرده خواهم تاختن
💡 من ز سفرهای خود سود بسی داشتم عشق تو در باختن سود سفرها ببرد
💡 طاس گردون هرچه آرد مفت اوهام است و بس در بساط ما امید باختن هم بردنست