لغت نامه دهخدا
چغند. [ چ َ / چ ُ غ َ ] ( اِ ) موی را گویند که در پس سر گره کرده باشند. ( برهان ) ( آنندراج ). موی را گویند که بر قفا گره کرده باشند. ( آنندراج ). موی که در پس سر گره کرده باشند.( ناظم الاطباء ). موی سر که بر قفا گره زده باشند.
چغند. [ چ َ / چ ُ غ َ ] ( اِ ) موی را گویند که در پس سر گره کرده باشند. ( برهان ) ( آنندراج ). موی را گویند که بر قفا گره کرده باشند. ( آنندراج ). موی که در پس سر گره کرده باشند.( ناظم الاطباء ). موی سر که بر قفا گره زده باشند.
۱. گنده، ستبر.
۲. گره بزرگ.
۳. سفت و سخت و گلوله مانند.
💡 کشت و زرع سیب زمینی و چغند قند و افتابگردان و ذرت و زراعت گندم و جو و عدس و سیاه دانه و نخود و لوبیا و تولیدات علوفه ای ساده و یونجه و کاه و بسته بندی و سایر