چرخ ابریشم
مترادفها
چرخ ریسندگی
لغت نامه دهخدا
چرخ ابریشم. [ چ َ خ ِ اَ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به چرخ ابریشم تابی و چرخ ابریشم کشی شود.
جمله سازی با چرخ ابریشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتمش چون چرخ ابریشم فغان در وصل چیست گفت ما را گلعذار شرب دراینکار داشت