لغت نامه دهخدا
چرب چرب. [ چ َ چ َ ] ( ق مرکب ) کنایه از لطف گفتار و نازکی رفتار. کنایه از رفتار و گفتاری نرم و فریبنده،بطور مهربانی و چاپلوسی در اظهار محبت:
اندرآمد مرد با زن چرب چرب
گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب.رودکی.
چرب چرب. [ چ َ چ َ ] ( ق مرکب ) کنایه از لطف گفتار و نازکی رفتار. کنایه از رفتار و گفتاری نرم و فریبنده،بطور مهربانی و چاپلوسی در اظهار محبت:
اندرآمد مرد با زن چرب چرب
گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب.رودکی.
کنایه از لطف گفتار و نازکی گفتار به طور مهربانی و چاپلوسی در اظهار محبت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندر آمد مرد با زن چرب چرب گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب