پیروزمند
واژۀ پیروزمند که شکلی دیگر از فیروزمند نیز محسوب میشود، یک صفت مرکب غنی در زبان فارسی است که همنشین با مفاهیمی چون مظفر، منصور، فاتح و کامیاب به کار میرود. این کلمه بیانگر حالتی است که در آن شخص یا گروهی به هدف مطلوب خود دست یافته و بر موانع چیره شده است. ریشۀ این واژه، ارتباط مستقیمی با مفهوم پیروزی دارد که خود، نقطۀ مقابل شکست و ناکامی است. استفاده از پسوند «مند» در فارسی، دلالت بر دارندگی یا احاطه داشتن بر آن صفت دارد؛ از این رو، پیروزمند کسی است که پیوسته همراه با پیروزی است و این ویژگی ذاتی اوست. در متون کهن و معاصر، این واژه برای توصیف سرداران، قهرمانان و در نهایت، هر فردی که به مراد دل رسیده باشد، به کار رفته است.
گستره معنایی واژۀ پیروزمند بسیار فراتر از یک تبریک ساده است و عمق بیشتری در ادبیات کلاسیک فارسی دارد. این کلمه نه تنها به معنای لحظۀ فتح و غلبه، بلکه به مفهوم کامیابی مستمر و نائل آمدن به آرزوها (برمُراد بودن) نیز اشاره دارد. در نوشتار رسمی و دیوانسالاری، بهویژه هنگام مخاطبه با مقامات یا در متون تاریخی، کاربرد آن نشاندهندۀ احترام و اذعان به اقتدار و موفقیت طرف مقابل است.
مترادفها
پیروز، موفق، ظافر
متضادها
شکستخورده
لغت نامه دهخدا
پیروزمند. [ م َ ] ( ص مرکب ) فیروزمند. مظفر. باپیروزی. منصور. فاتح. برمُراد. کامیاب:
بنوعی دلم گشت پیروزمند
کزآن گونه دیوی درآمد ببند.نظامی.
فرهنگ عمید
۱. پیروزی یافته، به پیروزی رسیده، مظفر، پیروزوَر.
۲. کامیاب.
فرهنگ فارسی
پیروزی یافته، به پیروزی رسیده، کامیاب، مظفر
( صفت ) ۱- با پیروزیمظفرمنصور فاتح فیروزمند. ۲- بمراد رسیده کامیاب: بنوعی دلم گشت پیروز مند کزان گونه دیوی در آمد ببند. ( نظامی )
جمله سازی با پیروزمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شینگن پس از بازگشت از نبرد پیروزمند میکاتاگاهارا، تهاجمی دیگر به متصرفات توکوگاوا و نوبوناگا را تدارک دید.