پیرایه بند
مترادفها
آراسته، مزین، جلوهدار، پُرآرایش، زینتیافته
لغت نامه دهخدا
پیرایه بند. [ را ی َ / ی ِ ب َ] ( نف مرکب ) که پیرایه بندد. پیرایشگر:
سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است
رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است.کلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. آن که پیرایه بندد.
۲. پیرایشگر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پیرایه بندد پیرایشگر: سیل در اقالیم ما پیرایه بند خانه است رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است. ( کلیم )
جمله سازی با پیرایه بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگذر از گل گلستان مقصود تست این زیان پیرایه بند سود تست
💡 سیل در اقلیم ما پیرایه بند خانه است رخنه مانند قفس آرایش کاشانه است