گیس بند

لغت نامه دهخدا

گیس بند. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بندگیس. آنکه گیس زنان را بندد. || ( اِ مرکب ) گیسوبند. آنچه بدان زنان گیسوان خود را بندند و محکم نمایند. ( از انجمن آرا ). رشته ای که بدان گیسوان را گرد کنند و محکم سازند تا پریشان نشود. عِقاص. رشته ای که بدان گیسو بندند. ( منتهی الارب ). || کیسه مانندی است که عقب سر بسته گیسوی خود را در آن کنند. ( از آنندراج ). خریطه ای که در آن گیسوها را نهند. ( ناظم الاطباء ):
کزین هر دو از بهر نام بلند
کله ساختی مرد و زن گیس بند.اسدی.که هست اندر او حلقه و یاره چند
ز حوا بمانده ست با گیس بند.اسدی.رجوع به گیسوبند شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گیسو بند که هست اندر و حلقه و یاره چند ز حوا بماندست با گیس بند ( گرشا. ۱۸۷ )

جمله سازی با گیس بند

💡 گیس بند: بند نازکی است که آن را با رشته‌های تابیده شده از نخ برن که معمولاً سفید رنگ است تهیه می‌کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده‌استفاده می‌شود.

💡 بند نازکی است که آن را با رشته‌های تابیده شده از نخ برن که معمولاً سفید رنگ است تهیه می‌کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده استفاده می‌شود.

💡 در ۳ ژوئن، گیسی یک نوجوان ۱۷ ساله به نام مایکل بونین را کشت. او هنگام سفر از شیکاگو به واکگان ناپدید شد. گیسی بونین را با بند خفه کرد و زیر اتاق خواب دفن کرد. ده روز بعد، گیسی به قتل جوانی به نام ویلیام کارول اقدام کرد.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز