پیدا کننده

لغت نامه دهخدا

پیداکننده. [ پ َ / پ ِک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مبین: شارع؛ پیداکننده راه بزرگ. ( منتهی الارب ). رجوع به پیدا کردن شود.

فرهنگ عمید

۱. یابنده.
۲. آشکارکننده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آشکار کننده مبین: شارع پیدا کنند. راه بزرگ.

جمله سازی با پیدا کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ» این آیتها نامه ایست، «الْمُبِینِ» (۱) پیدا کننده حق و باطل.

💡 حم (۱) وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ (۲) باین نامه پیدا کننده حق از باطل‌ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ، ما فرو فرستادیم این نامه را در شبی با برکت خیر افزای، إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ (۳) که ما می‌آگاه کنیم خلق را باین نامه.

💡 برنده تیغ تو آسان کننده دشوار رونده کلک تو پیدا کننده مبهم

💡 یا نِساءَ النَّبِیِّ ای زنان پیغامبر، مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ هر که از شما کاری زشت کند و ناپسندی، پیدا کننده عقوبت، یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ دوباره او را عذاب کنند در ان جهان، وَ کانَ ذلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیراً (۳۰) و آن بر خدای آسانست.

💡 عشق نماینده حسنست و حسن پیدا کننده عشق این آئین است و آن آئینه آئین بی آئینه نیست هر آینه

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز