لغت نامه دهخدا
پرکبر. [ پ ُ ک ِ ] ( ص مرکب ) پُرمَنِش.
پرکبر. [ پ ُ ک ِ ] ( ص مرکب ) پُرمَنِش.
( صفت ) پرمنش پر تکبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان پر کبر و عقل پر مکرت کی نماید جمال بوبکرت
💡 هود دادی پند که ای پر کبر خیل بر کند از دستتان این باد ذیل
💡 جفت پر کبر نیش بیشهد است گل رعنا دو روی و بد عهدست
💡 پنج روزی همه کامی ز جهان حاصل گیر عاقبت هم سر پر کبر نگونسار کنی