پر پند
مترادفها
پندآموز، نصیحتآمیز
لغت نامه دهخدا
پرپند. [پ ُ پ َ ] ( ص مرکب ) پر از نصیحت و اندرز:
یکی نامه فرمود پرپند و رای
پر از خوبی و آفرین خدای.فردوسی.
فرهنگ فارسی
پر از نصیحت و اندرز
جمله سازی با پر پند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی نامه بنوشت پر پند و رای پر از دانش و آفرین خدای
💡 آن پیرمردی که هر روز در گوشه میدان شهر مینشست، فردی بسیار پر پند و اندرز بود که همیشه به دنبال اصلاح رفتار جوانان بود.
💡 برخلاف کتابهای آموزشی مدرن، این داستانهای قدیمی بسیار پر پند هستند و سعی دارند اصول اخلاقی و رفتاری را به کودکان آموزش دهند.
💡 من دوست ندارم با سخنرانیهای بسیار پر پند و طولانی مواجه شوم، چون ترجیح میدهم حقایق زندگی را از طریق تجربه و عمل بیاموزم.