پر و پیمان
مترادفها
پر، کامل، تمام و کمال
متضادها
خالی، تهی، کم
لغت نامه دهخدا
پر و پیمان. [ پ ُ رُ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب، از اتباع ) خانه پر و پیمان؛ دارای آذوقه بسیار. انباری پر و پیمان؛ انباری پرآذوقه و ممتلی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر ممتلی: انباری پر و پیمان پر از آزوقه.
جمله سازی با پر و پیمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درسوزد پر و بال خورشید چون ما پر و بال برگشاییم