لغت نامه دهخدا
پر و پر. [ پ َ رُ پ َ / پ ِ رُ پ ِ ] ( اِ صوت ) پِرپِر. حرکت پر( ؟ ):
پر پروانه پی درک تف شمع بود
چونکه پر یافت بخواهد پر و پر پاریدن.مولوی.رجوع به پِرپِر شود.
پر و پر. [ پ َ رُ پ َ / پ ِ رُ پ ِ ] ( اِ صوت ) پِرپِر. حرکت پر( ؟ ):
پر پروانه پی درک تف شمع بود
چونکه پر یافت بخواهد پر و پر پاریدن.مولوی.رجوع به پِرپِر شود.
💡 انقباض دیفرانسیلی برای مواد پر و پر نشده در شکل ۳ در زیر نشان داده شدهاست. هنگامی که انقباض دیفرانسیلی باشد و در سراسر ضخامت قسمت و قسمت ناهمسانگرد است، تنشهای داخلی ایجاد شده میتواند منجر به ایجاد اعوجاج شود.